تبليغاتX

iran-java

JavaScript Codes JavaScript Codes JavaScript Codes

www.nimamajnun-shahyad.blogfa.com

JavaScript Codes محاکمـــــــــــــــــــــــــــــه

محاکمـــــــــــــــــــــــــــــه

............... تنها جنگی که قشنگه

مــن           و       تـــو

دوبـاره دل منو يادت      تو وگريه ي عاشق

دوبــاره اسـم تـو وهمه   منـو عمــر دقـايق

دوبــاره عكـس تــو وجــون منـو گل شقــاشق

دوبــاره يه عـاشقي با تنهــاييش تــــويه يه قــايق

دوبـاره ديـدن تو آرزوم تو اين دقايق دوباره گـريه عـاشق

تــو كـه مــي گفتـي همـيشـه پـيشـم مـي مــوني

تويــي كـه مي گفتـي واسـه دل مـن مي خــوني

تويـي كه مـي گفتـي فقـط واسـه مـن مي موني

چه شـد اون همه عشق حالا تنها شـديم

ديدم و بي كسيم تويه اين آدما

من وتو من وتو

+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 14:47 توسط نیما |


                              

ترک دل با دل

چرا دنیا پر از حادثه های وارونه است

عاشق کسی میشم که عاشقی نمی دونه

من به دنبال اونو اون به دنبال کسی دیگه

هیچکدوم از ما دوتا  به اون یکی راست نمیگه

من واسه چشمهای نازنین اون یه دیونه ام من دوسش دارم من دوسش دارم

      ولی علتشو نمی دونم

حالا که می خوای بری حالا که می خوای بری بذار نگاهت بکنم

چون یه بار دیگه می خوام این دلو ساکت بکنم

یه  چیزی فقط بذار  یه  چیزی فقط بذار روز تولدت هدیه مو بیارم بدم دست خودت

دوستانم فکر میکنن که من خیلی غم دارم

کاشکی فقط این بود من خیلی چیزا رو کم دارم

عاشق کسی میشم که عاشقاش فراونه

بین تمام عشقش عمری که حیرونم

اونی که دوسش دارم  چرا منو دوست نداره

شاید هم منو دوست داره ولی به روش نمیاره 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 15:5 توسط نیما |


 

با تو چه زندگی هایی که تو رویاهام نداشتم

تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمی ذاشتم

چه سفرها با تو کردم چه سفرها تو رو بردم

دم مرگ رسیدم اما  به هوای تو نمردم

دارم از تو می نویسم که نگی دوستت ندارم

از تو که با یه نگاهت زیرورو شد روزگارم

موقع نوشتنو وقت اسم گذاشتنو

کسی رو جز تو نداشتم اسمی جز تو نمی ذاشتم

 

من تموم قصه هام قصه ی توست

اگه غمگینه اون از غصه ی توست

با تو چه زندگی هایی که تو رویاهام نداشتم

تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمی ذاشتم

حتی من به آرزوهات تو رو آخر می رسوندم

می رسدی تو اما من آرزو به دل می موندم

هی می خواستم که بگم که بدونی حالمو

اما ترس و دلهره خط می زد خیالمو

 

توی گفتن و نگفتن از چه روزای گذشتم

انقدر رفتم و رفتم که هنوزم برنگشتم

من تموم قصه هام قصه ی توست

اگه غمگینه اون از غصه توست

 

هر چی شعر عاشقونه ست من برای تو نوشتم

تو جهنم سوختم اما می نوشتم تو بهشتم

اگه عاشقونه گفتم عشق تو باعثشه

اگه مردم تو بدون چه کسی وارثشه

 

** بقیه در ادامه**

 

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 14:29 توسط نیما |